حجت الاسلام والمسلمین مرتضی جوادی آملی فرزند آیتالله جوادی آملی نیز با ارسال نامهای از آیتالله هاشمی رفسنجانی تقدیر کرد. متن نامه چنین است:
بسمه تعالی
حضور مبارک آیتالله هاشمی رفسنجانی (دامتبرکاته)
باتقدیم سلام و ارادت خالصانه
مردان الهی همواره در خروش و جاریاند و آسایش آنها در نهاد ناآرامشان بیقرار است، کم نیستند آنانی که در خلوت شبانگاهی خود با ناله و آه سر میکنند و پیشانی عبودیت در پیشگاه داور یکتا و یگانه میسایند، کم نیستند رادمردانی که در جلوت نبرد و چکاکک شمشیرها پا در رکابند و از شبانگاهان تا سپیدهدمان بر افسار گسیختگان میتازند و تا صبح ظفر ندمد از اسب ستیز با ستم پیاده نمیشوند، بسیارند هنرمندانی که بر عرشه منبر و یا سنگر خطابه دلها را میشورانند و به کوی مقصود کوچ میدهند،چه بسیار قلمهایی که رقص کنان دلها میستانند و جانها را به دیار یار به پرواز در میآورند، فراوانند افرادی که نه زردی زر و نه سپیدی سیم و نه کرسی مقام و نه صیت نام بر آنها چیره نگشته، و فریبا نیامد، نادر نیستند آنانی که سر در گرو یار نهادند و تا بیخود شدن ازخود و پرگشتن از ساغر یار از پا ننشستند و از مرکب فرمانبری نیاساییدند تا آنکه امید فتح کاشتند و نوید ظفر درو نمودند، چه بسیار رادمردانی که تخم مصیبت در هاون صبر کوبیدند و تلخی آنرا نیوشیدند تا دیگران بر سفره شیرین ظفر برآیند و ازشهد آن ساغر بر گیرند.
اما خدا شاهد است و پیام آوران او گواهی میدهند که بسیار نادرند اشخاصی که اینهمه را با هم دارند و در عین حال با نهایت سادگی و خلوص با تن پوش ارادت و کلاه خود معرفت درحالی که رگبار اهانت و دروغ و طوفان تهمت و افترا میبارد بار دیگر به میدان پا مینهند و پرچم عقلانیت و اعتدال را به اهتزاز در آورده و راه مینمایانند، خستگان را توان و افسردگان را جان و تشنگان را آب روان و به ناباوران امید مینوشانند.
صاحب این قلم که تنها بر تماشاگه راز برآمده، به ایران اسلامی افتخار میکند که سردارانی همچون هاشمی رفسنجانی را در نهاد خود پرورانده که به دماوند استواری میآموزد و بر پهنه نیلگون خلیج فارس دریادلی رسم مینماید، به شجره طوبی ثمردهی میآموزد و حنظل میخورد و عسل به بار مینشاند و کنار جهالتها با سلام میگذرد و از گذرگاه لئیمان با کرامت عبور مینماید.
اکنون همگان بر امام راحل(ره) درود میفرستند که یار تنهایی او که با زنده بودنش نهضت را زنده میدانست اکنون شجر به ثمر نشستهای کشته و میرود تا با تفکری عمیقتر و وسیعتر امتداد اندیشهاش را در روزگار نوین نمایان سازد و آینده نهضت را باخوانشی شایسته به گونه دیگر رقم زند، در دنیایی که خزف بجای لعل و وهم به جای عقل مینشیند ضروری مینمود تا فرزانهای برخیزد و باطن اندیشه و جانمایه انگیزه امام راحل(ره) و نهضت بزرگش را نمایان سازد تا همگان بیابند به میزانی که صدف انقلاب سخت و دشوارست، گوهر آن نرم و گواراست.
بر شما که نه تنها قهرمان بهرمانید بلکه پهلوان ایرانید از سر صدق و ارادت درود میفرستم و از درگاه خدایی که تنها به او پناه میبرید و شکایت نمیبرید میخواهم که نامتان را در صحبت عزت بلند دارد و آرزوی دیرینتان که نمایان ساختن ایران اسلامی سربلند غیور آباد و آزاد برای همه ایرانیان و ایران دوستان است در پیش چشمانتان برافراشته دارد.
ارادتمند شما
مرتضی جوادی
متن این نامه به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
رهبر گرامی، آیت الله خامنه ای دامت بر کاته
با اهداء سلام، در خصوص رد صلاحیت آیت الله هاشمی رفسنجانی برای انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان ، به عرض می رساند این رد صلاحیت که با دو دلیل ناموجه ناتوانی جسمی و نقش داشتن در فتنه سال 88 انجام شده است آسیب جدی به انتخابات آینده وارد خواهد کرد و حماسه سیاسی مورد نظر جناب عالی را محقق نخواهد ساخت.حدس قوی دارم که اگر امام خمینی هم، به فرض حیات ، با نام مستعار در انتخابات شرکت می کردند صلاحیت شان رد می شد چون ایشان هم گاهی انتقاداتی داشتند.
مستحضر هستید که با ورود جناب آقای هاشمی به صحنه انتخابات چه شور و شوقی در میان مردم و چه امیدی در دل آنان به اصلاح امور و پیشرفت سریعتر کشور پیدا شد و با رد صلاحیت ایشان طبعا آن شور وشوق وآن امید از بین رفت.
پیشنهاد می کنم با حکم حکومتی در تایید صلاحیت ایشان زمینه تحقق حماسه سیاسی مورد نظرآن رهبر عزیز را فراهم آورید و محذور احتمالی لزوم اقدام مشابه در باره آقای مشایی موجه به نظر نمی رسد زیرا قیاس این دو با هم قیاس مع الفارق است و رد صلاحیت به دلیل داشتن گرایش های فکری غیر اسلامی کار درستی است اما رد صلاحیت به دلیل منتقد بودن کار نادرستی است. اولی مشمول حکم حکومتی نمی شود و دومی مشمول می شود. برای جنابعالی آرزوی سلامت و توفیق بیشتر دارم.( انتخاب)
والسلام 92.3.1
علی مطهری

من مدعی نیستم که آقای هاشمی امروزی همان فرد دیروزی است زیرا این تغییرات در تک تک مردم در گذر زمان رخ داده است «وَمَا أُبَرِّیءُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ» اما جدا شدن تدریجی شما از هم بزرگترین لطمهای است که به انقلاب و نظام وارد میشود چنانچه امام همیشه میفرمودند: این دو وقتی با هم باشند خوبند. خواهشمند است در این امر مهم دخالت فرمائید و نگذارید که یک حرکت همه تلاشها را خراب کند و نشان دهید که چرا امام میفرمود: «ولایت فقیه برای آن است که نگذارد هرکس هر کاری دلش میخواهد بکند و ولایت فقیه میخواهد جلوی دیکتاتوری را بگیرد».
خواهش میکنم فلسفه وجودی ولایت مطلقه فقیه را یکبار دیگر عینیت ببخشید. اطمینان دارم که این درخواست زبان حال بسیاری از دلسوزان نظام است که نگران وضع ایران اسلامی هستند و دلشان برای شنیدن طنین وحدت و همدلی در این کشور میتپد.

به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی «انتخاب» ؛ وی در این دیدار که پس از عدم احراز صلاحیتش توسط شورای نگهبان برگزار شد، گفت: من از ابتدا بنای آمدن نداشتم و اصلا به این حضور فکر نمی کردم. هر کس پیش من می آمد می گفتم که قطعاً نمی آیم.
هاشمی تاکید کرد: البته من همیشه در جلسات خصوصی می گفتم که من بنا به دلایلی که مطلعم کاندیدا نمی شوم.
وی می افزاید: یک هفته پیش از آغاز ثبت نام ها، گروهی پیش من آمدند و گفتند چرا گفتید که نمی آیید؟ من گفتم من جایی به صورت رسمی نگفتم که نمی آیم. همین سخن کافی بود تا در روزنامه ها منتشر شود و موجی از درخواست ها به سوی من بیاید.
چطور می توانستم اینقدر مستبد به رای خودم باشم که نیایم؟
هاشمی ادامه می دهد: اما وقتی این سیل درخواست های مردم ، بزرگان ، علما ، روحانیون، نمایندگان، دانشجویان و مواجه شدم به فکر فرو رفتم و اندیشیدم که چه باید کرد. بسیار در این رابطه فکر کردم و گفتم چطور می توانستم اینقدر مستبد به رای خودم باشم که به آنها و به خصوص این جوانان نه بگویم؟
هاشمی اضافه کرد: یک روز قبل از نام نویسی فکر می کردم که دیگر نمی توان در برابر مردم مقاومت کرد. اینکه شخصا چه کردم بماند چون از آن حرف در می آید.
وی گفت: پس از آنکه ثبت نام کردم، تا پاسی از شب فکر می کردم که وضعیت فعلی کشور به گونه ای است که واقعاً نیاز به ایثار دارد. کوهی از مشکلات مقابلمان است . و به شرایط که ما در داخل و بیرون کشور داریم و این آدم هایی که بوق به دست دارند و البته تک تک آنها را با تفکرات و امیالشان می شناسم فکر کردم. من پس از خلوت بین خود و خدای خود، بر حضورم در عرصه انتخابات مصرتر شدم.
چگونه می شود کشور را اداره کرد؟/ چینی ها هم بازی درمی آورند
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: با این کوی مشکلات هرکس که راضی به پذیرفتن مسوولیت باشد باید ابتدا قصدش را پرسید که با این بودجه بدون منابع چگونه می خواهد 25 درصد حقوق کارمندان را افزایش دهد؟ دولتی که بیش از 500 هزار میلیارد تومان به بانک ها و پیمانکاران بدهکار است را چگونه می خواهد اداره کند؟
وی اضافه کرد: ... پول های خارجی را به چین دادیم و آنها با دریافت هزینه ای آن را به یوآن تبدیل کردند و بعد هم گفتند به جای پول کالا می دهیم و بعد از آن هم گفتند نه هر کالایی، بلکه آنچه خودمان تعیین می کنیم می دهیم. هند هم آمده نفت ما را با قیمتی خیلی ارزان می خرد اما حاضر نیست حتی روپیه بپردازد. این گزارش وزیر بازرگانی و رییس کل بانک مرکزی است که در یکی از جلسات تلخ مجمع آمدند و گفتند.
هاشمی در ادامه چنین مثال زد که «ما کشاورزی کوچکی داریم. با سم های چینی محصولات پارسال و امسال را از دست دادیم حالا ببینید مردمی که داروی چینی می خورند چه می کشند؟ چند سال پیش با یک تمام بهترین داروهای دنیا را می خریدیم. وضع دارو و غذا این شده و هیچکس نمی داند فردا چه می شود.»
وی اضافه کرد: کاسب وقتی جنس می دهد باید جایگزین آن را بخرد اما نمی داند فردا باید به چه قیمتی جایگزین کند و ناچار آن را نگه می دارد.
هاشمی ادامه داد: افتخاراتی که ایران داشته کتمان شدنی نیست و ایران کشوری عزیز بود. من خودم با ماشین همه کشورهای اروپایی را گشتم و رانندگی کردم. از این کشور به آن کشور می خواستم بروم فقط پاسپورت را نشان می دادم. حالا به جایی رسیدیم که مردم امروز می ترسند زن خودشان را با خود به سفر خارجی ببرند چون بی اهانتی می شود.
به من گفتند Easy Man / چون خیلی کم طول کشید که درهای خارج به روی ما باز شد
آیت الله هاشمی با ابراز نگرانی از مسائل خارجی گفت: در مجلس سنای آمریکا دو طرح خطرناک وجود دارد؛ منتظر انتخابات بودند که تکلیف روشن شود و گویا از این پس فعال می شوند. می خواهند سیستان و بلوچستان و و آذربایجان را تجزیه کنند. بعد هم قرار است اگر اسراییل به ایران حمله نظامی کرد به او کمک نظامی کنند. شاید جنگ روانی باشد اما به قول علما هر احتمالی برای انسان تکلیف می آورد.
وی افزود: البته برخی دعواهای داخلی بیش از دیگر مسائل، می تواند به ضرر کشور تمام شود.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به دوران 8 ساله ریاست جمهوری خود گفت: همان تجربه پس از جنگ را با مقداری تغییرات یک فرمول قابل حل است. خارجی ها آن دوره به من می گفتند easy man چون خیلی کم طول کشید که درهای خارج به روی ما باز شد. الان هم می شود آن تجربه را به آسانی انجام داد اما با این تفاوت که مردم آن موقع دلسوز بودند. این همه خصومت و افتراق در جامعه وجود نداشت.
به گزارش خبرنگار «انتخاب» ؛ رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در بخش دیگری از سخنانش گفت: به من اخباری رسید که پس از حضور من در عرصه انتخابات، شور انتخاباتی در بسیاری از گروههای مردم ایجاد شده که باعث حیرت من شده است.
وی ادامه داد: فکر نمی کردم با آمدنم در کشور موج ایجاد شود. فکر می کردم مثل گذشته باشد. مردم به یاس رسیده بودند که ناگهان موج ایجاد شد.
مایوس نشوید/ نباید ضربه ای متوجه نظام شود
آیت الله هاشمی ادامه داد: مایوس نشوید. در هیچ حالتی انسان نباید دچار یاس شود. برای ما هم این حالت قابل تصور نبود. ممکن است اندکی با تاخیر ضررها ادامه یابد اما روزی می رسد که مشکلات برطرف شود. اگر نگرانی باشد تنها از طرف دشمنان خارجی است که البته جدی است.
رییس مجمع تشخیص در ادامه گفت: امید است که در شرایط موجود تصمیم جدی بگیرند و فرصتی دیگر ما و مردم داده شود و خودم امیدوار هستم. از همه مردم هم می خواهم که امیدشان تبدیل به یاس نشود و آرامش خود را حفظ کنند. به هرحال ما چاره ای نداریم و آنها که این کار را کردند
وی تاکید کرد که نباید ضربه ای متوجه نظام شود. یکی از ضروری ترین کارها این بود که حماسه سیاسی رهبری محقق شود. حماسه ی اقتصادی از طریق حماسه سیاسی محقق می شد. بهترین راه هم برای تحقق حماسه سیاسی همین انتخابات بود.
رییس مجمع تشخص مصلحت نظام در پایان آرزو کرد که با حل مشکلات، بار دیگر دل ها به یکدیگر نزدیک تر شده و مهربانی ها زیاد شود.
هاشمی همچنین گفت که به زودی بیانیه ای منتشر خواهد کرد.
آیت الله هاشمی رفسنجانی در این دیدار مطالب کوتاه دیگری نیز مطرح کردند که احتمالاً دفتر ایشان، این سخنان را امروز منتشر خواهد کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، متن کامل این نامه بدین شرح است:
بسمه تعالی
سرور معظّم حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی دامت برکاته
خبر غیر قابل باور عدم احراز صلاحیت جنابعالی در نامزدی انتخابات ریاست جمهوری دل همه علاقمندان به شما و بخشی عظیم از دلبستگان به امام عظیم الشأن. دوستداران رهبری معظم انقلاب را بدرد آورد. بی شک سابقه شما از عوامل ارادت پیروان امام به جنابعالی است ولی برای من که توفیق آشنایی نزدیکتری را – از روزهای دهه شصت تا سالهای حاضر – داشته ام، این ارادت تنها به سبب نقش های بزرگ گذشته شما و علاقه زائد الوصف امام به جنابعالی و فداکاری های بیاد ماندنی شما در سالهای مبارزه و انقلاب، جهاد و سازندگی، نیست، بلکه علاوه بر همه آنچه گفته شد و همگان می دانند، جنابعالی را از توانمندی هایی برخوردار یافتم که در کمتر کسی مشابه آن را می توان یافت. صبر و حوصله تا آنجا که گاه آدمی از این همه تحمل خسته می شود؛ دور اندیشی و زکاوت، تا آن حد که در بسیاری از مواقع موجب شگفتی می شود، تجربه و شناخت زوایای پیدا و پنهان جامعه ایران و دنیای خارج از کشور تا به آن وسعت که همگان حتی مخالفین شما و نظام نیز بدان معترفند، همه و همه در کنار دل بی کینه شما، ارزش مضاعف می یابد. بخوبی بیاد دارم که چه زیبا درباره آنهایی سخن می گفتید که با شما بدیها کرده اند.
من امروز چندان هم مکدّر نیستم: تلک الایّام نداولها بین الناس؛ بلکه تا حدودی هم – بعللی که بعدها معلوم خواهد شد – خوشبینم و در حقیقت به آینده مانند همیشه امیدوارم و اکنون امیدی بیشتر یافته ام. ولی آنچه مرا از صمیم قلب خوشحال می کند – بگونه ای که گاه دلم می خواهد امام و دیگر یارانش نیز بودند و این لحظات را می دیدند - اقبال عمومی خارج از توصیفی است که زن و مرد، پیر و جوان، روستایی شهری، و در یک کلام اکثریتی قاطع از یکایک مردم این سرزمین پاک نسبت به شما پیدا کرده اند.
این اقبال – که باید قدر آن را بدانید- اقبال به امام و ارزشهای امام است. اقبال به مردی است که از سالهای دهه سی تا به امروز جزنام مبارک خمینی بر زبان نیاورده است؛ اقبال به روحانیت متعهد و مشکل گشای شیعه است؛ اقبال به مفسری است که از حجاب تنگ الفاظ بیرون امده و آماده است اسلام را کارآمد و مذهب علی و فاطمه را جهان شمول معرفی کند. روزهای گذشته در میان زایران حرم امام، وقتی با اقبال بیش از90 درصد مردم نسبت به شما مواجه شدیم، برخود لرزیدم و خدمت جنابعالی هم عرض کردم که ملجأ آمال یک ملت بودن و نقطه کانونی امید ایشان شدن هم یک نعمت الهی است و هم یک وظیفه سخت را بر دوش شما قرار می دهد.
از این پس نام هاشمی رفسنجانی تنها با مبارزه و انقلاب، دفاع مقدس و سازندگی گره نخورده است، بلکه علاوه بر آن، نام شما توأم با امید به فردا، در حافظه مردم ایران نقشی برجسته خواهد یافت. و همین است که نام شما را جاودانه می سازد. امید سرمایه اصلی یک ملت است.
سید حسن خمینی
به گزارش انتخاب ؛ سه شنبه گذشته، مصباح یزدی در سخنای در جمع اعضای شورای مرکزی جبهه پایداری ، مطالبی را درباره حضور گزینه جبهه پایداری در انتخابات پیش رو مطرح کرد.
مصباح در این دیدار اظهار داشت: من در پیشگاه الهی شهادت می دهم در بین کسانی که در یازدهمین دوره ریاست جمهوری کاندیدا شدهاند جناب اقای دکتر لنکرانی اصلح هستند و امیدوارم که این شهادت برگ زرینی درنامه 80 ساله من باشد.
وی در بخشی دیگر از سخنان گفت : برخی از افرادی که کاندیدا شدند من به آنها ارادت دارم و آنها نور چشم من محسوب می شوند اما برای این کار مناسب نیستند.
مصباح افزود: آقایان روی فردی توافق کردهاند که بنده از 7سال پیش او را در نظر گرفته بودم ولی به کسی نگفته بودم. بینی و بین الله شهادت می دهم که روی زمین و زیر این آسمان کسی اصلح از آقای لنکرانی نمیشناسم.
نامه طلاب به مصباح:دعای امام عصر (عج) برای احمدی نژاد چه شد؟
جمعی از طلاب حوزه ی علمیه قم، در نامه سرگشاده ای خطاب به آیت الله مصباح یزدی، از عملکرد و دخالت های سیاسی نادرست ایشان در حمایت از احمدی نژاد و گروه پایداری انتقاد کرده اند.
متن این نامه به شرح زیر است:
محضر مبارک حضرت آیت الله مصباح یزدی دام عزه
با سلام و تحیّت
آنچه ذیلاٌ تقدیم می شود،ارادت و تقاضای جمعی از طلاب حوزه و از علاقمندان حضرتعالی است که امیدواریم فارغ از شرایط سیاسی جامعه مورد توجه قرار گیرد.
حضرت آیت الله مصباح؛ استحضار دارید، انقلاب اسلامی شرایط خطیری را فراروی خود دارد. رسالت تاریخی حوزه های علمیه در قبال همه مسائل داخلی و خارجی و دفاع از کیان دین از یک سو و شرایطی که منتخب و محبوب کمر بسته و مورد عنایت شما برای کشور و نظام اسلامی به وجود آورده است از سوی دیگر ما را واداشت تا نکاتی را به محضر حضرتتان تقدیم کنیم.
1- ما شما را از سرمایه های حوزه می دانیم بنابراین پیشنهاد خاضعانه ما آن است که حضرت استاد نقش معنوی و پدری را در جامعه ایفا نمائید و خود را از جناح بندی های سیاسی و عضویت درجبهه نوظهور پایداری و تنزل در حد آدم های احساسی و افراطی قرار ندهید.
تقاضای ما این است که اگر احساس تکلیف می فرمائید، مقدسات را به میدان نیاورید. در دوره قبلی شما فرمودید: «دیشب یکی از دوستان ... در حال أحیاء پیش از نیمۀ شب به خواب می رود. در خواب به او ندا می شود که بلند شو برای احمدی نژاد دعا کن ، وجود مقدس ولی عصر (عج) دارند برای احمدی نژاد دعا می کنند. (گفتمان مصباح، رضا صنعتی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص883)
در جای دیگر فرمودید: «خدای متعال را شاکریم که زمینۀ انتخاب چنین شخصیتی ... مشحون به کرامات و معجزات بود ... عنایات حضرت ولی عصر(عج) یار ملت ایران بود که به چنین موفقیتی دست یافت و تلقی ما این است که این نفخۀ الهی که در این زمان در جامعۀ ما دمیده شده و آثارش در علاقۀ بیشتر مردم به دین و اندیشه های اسلامی ظهور یافته ، مرتبه ای از مراتب چیزی است که در زمان پیامبر اسلام(ص) تحقق پیدا کرد و ان شاءالله مرتبۀ کاملش در زمان ظهور حضرت ولی عصر (عج) تحقق خواهد یافت ». (همان، ص881)
حضرت استاد؛ دعای امام عصر (عج) برای احمدی نژاد چه شد؟ ما با حسن ظن می گوئیم گزارشی که به شما رسیده است خلاف واقع بوده یا آن کسی که در خواب آن دوست اهوازی شما آمده امام عصر نبوده بلکه آقای مشائی بوده است! و شما در این ماجرا تقصیری ندارید. اما جناب آقای مصباح می دانید کشاندن پای امام عصر(عج) به ماجرای احمدی نژاد چه هزینه ای برای اسلام و تشیع و روحانیت و نظام و رهبری به بار آورد. آیا فتنه ای که ایجاد شد و همه اش به پای چند نفر مفتون ثبت شد عندالله، منتخب منذور له شما در آن نقش نداشت؟ چرا سکوت کردید و سهم احمدی نژاد را در فتنه نگفتید؟
2- حضرت آقای مصباح؛ شما و همفکرانتان در ماجرای کتاب شهید جاوید گوش فلک را کر کردید که علم غیب امام معصوم (ع) زیر سؤال رفته است چرا الآن نمی فرمائید که آن همه توصیه های امام عصر (عج) از طرق مختلف به شما و دوستانتان برای رأی آوردن احمدی نزاد در سال 1384 و 1388 دلیل بر علم غیب امام هست یا نیست؟ آیا امام عصر نمی دانست که باند انحرافی فراماسونر و جاسوس و خطرشان برای اسلام بدتر از صهیونیست است؟ چطور حضرتعالی بعداً متوجه شدید ولی امام عصر (سلام الله علیه) هنوز نعوذ بالله متوجه نشده اند؟ چرا دوباره حضرت به خواب آن اهوازی نمی آید و بفرماید که العیاذبالله اشتباه شده است؟ ما حدس می زنیم که این بار ممکن است برای کاندیدای جدید شما به خواب یک اهوازی دیگر بیاید!
3- جناب استاد؛ برای ما طلاب حوزه هم این حرف ها قابل قبول نیست چه رسد به مردم عادی کوچه و بازار! به نظر ما این گونه از دین برای چیزی که شما بعداً اسمش را انحراف و فراماسونر و... گذاشتید و طلای زنتان را نذر کردید و زیارت عاشورا و دعای توسل و خدا و پیغمبر را به میدان آورید اینقدر شایسته نبود. چرا دوباره به میدان آمدید؟
4- حضرت استاد؛ موارد فوق همه اشاره برآن است که حضرتعالی در سیاست کارشناس خوبی نیستید و مشاوران شما در حد آقایان قاسم روانبخش، حسین جلالی و حمید رسایی و... مشکل آفرین هستند بنابراین توصیه ما آن است که جناب استاد در مباحث عقلی و فلسفی که بحمدالله ید طولایی دارید متمحض بمانید و در همین زمینه به نظام و اسلام خدمت کنید سزاوارتر است.
بدانکه شب جمعه اوّل ماه رجب را ليلة الرَّغائب ميگويند و از براي آن عملي از حضرت رسول صَلَّي اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله وارد شده با فضيلت بسيار که سيّد در اقبال و علاّمه در اجازه بني زهره نقل کردهاند از جمله فضيلت او آنکه گناهان بسيار بسبب او آمرزيده شود و آنکه هر که اين نماز را بگذارد چون شب اوّل قبر او شود، حقّ تعالي بفرستد ثواب اين نماز را بسوي او به نيکوتر صورتي با روي گشاده و درخشان و زبان فصيح پس با وي گويد اي حبيب من! بشارت باد تو را که نجات يافتي از هر شدّت و سختي گويد تو کيستي؟ بخدا سوگند که من روئي بهتر از روي تو نديدم و کلامي شيرينتر از کلام تو نشنيدهام و بوئي بهتر از بوي تو نبوئيدم.
گويد من ثواب آن نمازم که در فلان شب از فلان ماه از فلان سال بجا آوردي؛ امشب بنزد تو آمدم تا حقّ تو را ادا کنم و مونس تنهائي تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دميده شود من سايه بر سر تو خواهم افکند در عرصه قيامت پس خوشحال باش که خير هرگز از تو معدوم نخواهد شد.
وکيفيت آن چنان است که روز پنجشنبه اوّل آن ماه را روزه ميداري چون شب جمعه داخل شود ما بين نماز مغرب و عشاء دوازده رکعت نماز ميگذاري هر دو رکعت به يک سلام و در هر رکعت از آن يک مرتبه حمد و سه مرتبه اِنّا اَنْزَلْناهُ و دوازده مرتبه قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ ميخواني و چون فارغ شدي از نماز هفتاد مرتبه ميگوئي« اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ الاُْمِّيِّ وَعَلي آلِهِ» پس به سجده مي روي و هفتاد مرتبه ميگوئي:« سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» پس سر ازسجده برميداري وهفتاد مرتبه ميگوئي«رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ اِنَّکَ اَنْتَ الْعَلِيُّ الاَعْظَمُ» پس باز به سجده ميروي و هفتاد مرتبه ميگوئي:« سُبُّوحٌ قُدّوُسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» پس حاجت خود را ميطلبي که انشاءالله برآورده خواهد شد.
بسم الله الرحمن الرحیم
مردم فهیم، وفادار و قدرشناس ایران اسلامی
پس از گذشت ماهها رایزنی با شخصیتهای حقیقی و حقوقی و به پاس قدردانی و احترام به توصیههای ضمنی یا مستقیم برخی مراجع عالیقدر و یا درخواست فضلا، علمای حوزههای علمیه، ائمه جمعه و جماعات، دانشگاهیان، دانشجویان، صنعتگران، تولیدکنندگان، کارگران، کشاورزان، نویسندگان، هنرمندان، ورزشکاران، صنوف مختلف، احزاب، گروههای متعدد و بهویژه خانوادههای مکرم شهدا، ایثارگران و با ایمان کامل به نقش بیبدیل آحاد مردم خونگرم و صمیمی در تعیین سرنوشت کشور، خود را برای انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری، در معرض رأی و نظر شما قرار میدهم تا در این برهه حساس از تاریح کشور که مشکلات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به ادلّهای که بر شما مخفی نیست، زمینه تأثیر تهدیدها و تحریمهای خارجی را هموار کرده است، یک بار دیگر به وظیفه و تکلیف انقلابی و تاریخی خویش عمل کرده باشم و نیز با ایجاد رقابتی سالم و مؤثر، شرایط تحقق حماسه سیاسی و اقتصادی مورد تأکید رهبری معظم انقلاب فراهم آید.

عزم پاسخ قاطع به ادعاهای کذب و القای ناکارآمدی نظام اسلامی، ضرورت ایجاد اتحاد، اعتماد و قابلیت جمع کردن همه سلایق و طیفهای داخل خانواده نظام و انقلاب اسلامی و مدیران دلسوز و با تجربه کشور را میطلبد که بعضاً به دلیل برخوردهای تنگنظرانه و افراطی، در حال حاضر، کمکار، منزوی یا خانهنشین شدهاند، ایجاد اعتدال و استفاده از همه قابلیتهای مدیران مجرب از طیفهای مختلف، مرا نیز مانند سایر دلسوزان نظام بر آن داشت تا با توجه به شرایط داخلی و تهدیدات و تحریمهای خارجی، برای رفع تدریجی معضلات و مشکلات عدیده کشور، به مدد شما مردم وفادار، پا به عرصه خدمتگزاری بگذارم تا انشاءالله، دست در دست هم دهیم به مهر- میهن خویش را کنیم آباد.
برای اینجانب، اعتلای ایران اسلامی و تقویت مکتب اهل بیت(ع) بسیار مهمتر از آن است که برای انجام وظیفه و تکلیف خویش به تعریف و تمجید اختلافبرانگیز دشمنان دانا و تهدید، تحدید، بداخلاقی و تخریب دوستان نادان توجه نمایم، آنگونه که یک سرباز در دفاع از آرمانهایش، جانش را در طبق اخلاص مینهد، من نیز آبرو و اعتبارم را که در طول نیم قرن گذشته از انقلاب اسلامی و مردم گرفتهام برای اسلام، انقلاب و مردم و اعتلای میهن به دست میگیرم و با تأکید بر اعتدال علوی که چپ و راست، افراط و تفریط را ضلالت و گمراهی میداند، پا به میدانی گذارم که قبلاً در سالهای پس از جنگ 8 ساله حزب بعث علیه ایران که نتیجه آن ویرانی 5 استان کشور و نابودی زیرساختها و امکانات بود، تجربه کرده بودم. سالهایی که به دلیل وجود همدلی، اتحاد و اعتماد در جامعه و به کمک شما مردم فهیم و قدرشناس، به تدریج رکود اقتصادی، دلسردیهای اجتماعی، ویرانیهای زیرساختها و تولید، کسر بودجه، بیکاری و مشکل کسب و کار، از کشور رخت بربست و ایران عزیز به دست شما مردم و استفاده از مدیران لایق، دلسوز و معتدل از همه طیفها و سلایق سیاسی، به رشد و بالندگی رسید و در عرصه بینالمللی و سیاست خارجی نیز، با تنشزدایی، ایجاد تعامل و گفتگوهای سازنده و شفاف براساس احترام و حفظ عزت و کرامت، حقانیت سیاسی کشور را هم به اثبات رساندیم.
اکنون، با توکل بر خدا و با حضور شما مردم در انتخابات، مطمئنم، فصلی تازه و سرشار از امید در تاریخ معاصر ایران با خلق حماسه رقم خواهد خورد که همه ایرانیان با قومیتها، زبانها، مذاهب و ادیان و حتی سلایق مختلف سیاسی، برای سربلندی خود، میهن عزیز و نسلهای آینده، تلاش خواهند کرد. انشاءالله
این عکس گویای این مطلب است که دولت در دستان منه!
یک سوال: دکتر می خواد دوستی و فامیلی اش را ثابت کند یا می خواد خودش را در قدرت ثابت کند؟؟؟
جهت دیدن دیگر تصاویر تامل بر انگیز ، جناب مشایی بهنگام ثبت نام روی لینک زیر کلیک نمائید.و قضاوت کنید که جناب دکتر بهتر عمل کرده یا بهترین محافظان!!!!!!!!!!
1- خدمت سربازی : شخص ( مذکر) برای دفاع از وطن دو سال از بهترین سالهای عمر خود را صرف خدمت می کند ولی چون اجباریست نه به کسی منت می گذارد و نه ثواب اخروی آنچنانی دارد بنوعی وظیفه است
2- خدمت در قبال در یافت مزد: مثل کارمند و کارگر
این نوع خدمت هم منت داره، هم تهمت داره و هم خیانت داره و خلاصه قاطی ترین نوع خدمت است- اگر شخصی بخاطر انجام وظایف محوله به فردی منت بزنه ، جفا کرده چون برای انجام بهترینش حق الزحمه می گیرد . مثال : فرض کنید شما مسئول استخدام یک نفر از بین سه نفر شرکت کننده هستید ، اگر پارتی بازی کنید و فرد مورد نظر را انتخاب کنید می توانید به وی منت بگذارید ، غافل از اینکه در مورد افراد دیگر خیانت کردید. پس این خدمت شما تبدیل به خیانت شد.
اگر در مثال مذکور شرایط را برای همه شرکت کنندگان یکسان در نظر بگیرید و یکی از افراد را بدرستی استخدام کنید ، به وظیفه خود عمل کرده اید نمی توانید به فرد منتخب منتی داشته باشید ، اگر منت بزدید کار نیک خود را ضایع می کنید.
شما کارمند یا کارگر محترم اگر در کار خود کوتاهی نکنید و آنچه در توان دارید کار کنید خائن نیستید ولی ثواب اخروی هم نصیب تان نشده.
پس چکار کنیم که ثوابی هم در حین انجام وظیفه نصیب مان گردد : * خوش رو بودن * محبت کردن * اضافه ماندن در سر کار حتی برای لحظه ای( بدون چشم داشت) * با برنامه بودن و ... به شرطی که بخاطر بالا دستی( رئیس و صاحب کار ) نباشد و منتی هم بر کسی نگذاریم. ( تو نیکی می کن و در دجله انداز - که ایزد در بیابانت دهد باز)
اگر معلمی بخاطر تعلیمش به دانش آموزان خود منت بگذارد ، کار خود را ضایع کرده و هرگز بزرگواری وی ماندگار نخواهد بود. چون دانش آموزان به سنی خواهند رسید و پاسخ خواهند داد که در قبال تعلیمت مزدی گرفتی . ولی چگونه می شود که بعضی از اساتید همیشه در ذهن دانش آموزان خود ماندگار و قابل احترامند . پاسخ بنده این است که این بزگواران وظیفه خود را بی هیچ چشم داشتی بدرستی انجام داده اند و بعداً که دانش آموز خود را در مقام و منسبی ببینند افتخار می کنند و نمی گویند که حیوانش از پل گذشته. هیچ کارگری بعد از اتمام ساختمان به صاحب خانه نمی گوید که ساختمان به این قشنگی را مدیون من هستی .
معلیمن عزیز ( استاتید بنده) خرده نگیرند که کار ما را با کار کارگر ساختمان یکسان در نظر گرفتی ، ولی با کمی تأمل یکسان است چون هر دو مزد می گیرند ولی کار معلم به خاطر علمش کار راحتیست و اگر بدرستی بسر انجام رساند کارش ماندگارتر است. پس در عمل تفاوتهای دارند ولی ذات قضیه هر دو حقوق می گیرند برای انجام کاری
3-خدمت ( ایثار): اگر شخصی بدون دریافت مزد و جهت رضای خدا عملی را انجام دهد خدمتی را انجام داده که ثواب اخروی دارد بشرطی منتی بر کسی نگذارد. در بند 1 خدمت سربازی را مثال زدم ، خدمت سربازی برای انجام امورات و نگهبانی است ولی اگر سربازی جان خود را نثار میهنش کند ایثار کرده و شهیدش می نامیم ( در هر کشوری و در هر مذهبی چنین است)و در بند 2 کارمند را مثال زدم اگر کار اضافی انجام دهد و مزد بگیرد امرار معاش کرده و اگر از ارباب رجوع مزد بگیرد رشوه خورده ولی اگر فی سبیل الله عمل نماید ایثار کرده
ضرب المثلی هست که می گویند : آنکسی که نیکی را می فهمد از کسی که نیکی کرده خوبتر است
در این مطلب از هیچ منبعی استفاده نشده ، اگر کاستی هم هست بخاطر این است که بنده نویسنده نیستم . شما بزرگواران با نظرات اصلاحی خود تصحیح نمائید. با تشکر
*اگر روزی عقل در بازار جهت خرید و فروش عرضه شود ، ما همه بخیال اینکه زیادی داریم فروشنده خواهیم بود
*اگر در کاری موفق شوی دوستان دروغین ولی دشنمان واقعی بدست خواهی آورد
| نويسنده : محمد حسين روانبخش ( مردم سالاری) |
دولت محمود احمدينژاد سه ماه ديگر تمام ميشود اما حيف است که کسي فوايد بيشمار اين دولت را بازگو نکند و رويم به ديوار، گلاب به رويتان،اين دولت همينطوري نفهميده و ندانسته تمام شود! در همين راستا، يکي از مهمترين فوايد اين دولت که نمايش يک «اقتصاد موفق» به همه جهانيان بالاخص به اقتصاد ورشکسته آمريکا و اروپا است، رونمايي ميشود . بخوانيد و در سه ماه باقيمانده قدر دولت را بيشترتر بدانيد:اقتصاد موفق يعني... وقتي دولت مردم دوست، سکه بهار آزادي را پيشفروش ميکند، قيمت سکه مثل موشک زمين به هوا، برود بالا، اما زماني که موعد تحويل سکهها به مردم فرا ميرسد، قيمت آن مثل موشک هوا به زمين سقوط آزاد کند! اقتصاد موفق يعني... مثل آب خوردن و شايد هم راحتتر از آن، اختلاس 3 هزار ميليارد توماني در سيستم بانکي کشور رخ دهد! بعد از آن هم، نه تنها هيچ يک از مسوولان گرانقدر، خداي ناکرده، به فکر استعفا نيفتند، بلکه از همه بخواهد که به جاي اختلاس بگويند: تخلف مالي! اقتصاد موفق يعني... ببخشيد، ببخشيد، گلاب به رويتان،حساب ذخيره ارزي خالي است! اقتصاد موفق يعني... يک سال گوجهفرنگي روي دست کشاورزان باد کند و قيمت سيبزميني و پياز سر به فلک بزند، آن وقت سال بعد که کشاورزان سيبزميني و پياز کاشتند، قيمت گوجهفرنگي سر به فلک بزند و سيبزميني و پياز روي دست کشاورزان باد کند! اقتصاد موفق يعني... در کشور گرسنه وجود نداشته باشد، اما روز به روز خانوادههاي بيشتري زير خط فقر بروند! اقتصاد موفق يعني... اگر همه اجناس گران شدند، عامل آن افزايش قيمت جهاني همه کالاها در بازار جهاني توسط استکبار جهاني و در راستاي دشمنان جهاني دولت (اعم از انس و جن) اعلام شود، اما اگر روزي روزگاري، قيمت کالايي کمي کاهش يافت، عامل آن فقط و فقط نتيجه تلاش و سرافرازي و مديريت مثالزدني دولتمردان اعلام گردد! اقتصاد موفق يعني... هر چقدر گراني به وجود آيد و قيمت مسکن و کالاهاي مختلف و خدمات چند برابر شد، نرخ تورم از نظر مسوولان دقيق و صديق، تغيير چنداني نداشته باشد وبيشتر از 30 درصد نشود! اقتصاد موفق يعني... زماني که قيمت دلار 1250 تومان است به مردم بگوييم که دلار 900 تومان بيشتر نميارزد، اما چند ماه بعد وقتي دلار 1700 تومان شد، اصلا به روي مبارک نياوريم که چنين حرفي زده بوديم!وقتي هم که دلار بالاي 3 هزار تومان شد غيبمان بزند! اقتصاد موفق يعني... اعلام شود پول نفت را سر سفره مردم ميآوريم،بعد سخنگوي دولتمان بگويد چون بوي بدي ميدهد از آوردنش بر سر سفرهها معذوريم؛ بعد هم به مرور و با برنامهريزي نان را هم از سفرههاي مردم جمع کنيم! اقتصاد موفق يعني ...قربون خودمان برويم، حتي در اوج نابساماني اقتصادي! اقتصاد موفق يعني... اقتصاد هشت سال گذشته ! |
شنيدم گفت مشباقر به الياس که شصت درصد گران شد نرخ اجناس بکن آن نرخ قبلي را فراموش تورم را بگير اينک به آغوش تورم آن چنان خردت نمايد که بدبختي زچشمانت درآيد نبيني گوشت ديگر در خيالت دل سنگ آب ميگردد به حالت اگر خواهد دلت چند قطره روغن گذر بايد کني از چشم سوزن براي خودرو، آن پولي که داري کفافت ميدهد بر خر سواري ادامه دارد ( بر روی ادامه مطلب کلیک نمائید) |
ادامه مطلب
امیر هاشمی مقدم* كارشناس ارشد ايران شناسي
تاکی ، مسائل سیاسی را قاطی مسائل طبیعی کنیم و جالبتر آنکه هر کس به نفع خود بهره برداری سیاسی کند . این وسط مردم را چه فرض می کنند بعضی از سیاسیون از خدا بی خبر؟!!!
مرام و مسلك احمدينژاد فاطمي و علوي است
جوان ديگري را ديدم، رفتم جلو و گفتم با اين همه مشكلات چه چيزي تو را به اين جمع كشانده، در جواب گفت: اگر خانهات آتش بگيرد و زن و بچهات در آتش باشند ميگويي با اين همه خطر و حرارت براي چه بروم داخل آتش يا ميدوي و زن و بچهات را نجات ميدهي؟ شرايط سخت هميشه پيش ميآيد آن هم در راه فتح قلههاي بلند، ما با احمدينژاد راهي را شروع كرديم كه ادامه دارد و نخواهيم گذاشت پايان يابد.
عدهاي ميخواهند احمدينژاد كه نماد گفتمان عدالت و پيشرفت است را در آتش بسوزانند! و همين طور كه ادامه ميداد اشك در چشمانش حلقه زد و بعد با لبخند تلخي گفت اگر كوچه بنيهاشم نبوديم حالا بايد جبران كنيم، مرام و مسلك احمدينژاد فاطمي و علوي است و غيرت ما اجازه نميدهد يكي از فاطميون را ميان آتش رها كنيم. ما هستيم و با تمام وجود احمدينژاد را كه نماد عدالتخواهي، استكبارستيزي و انديشه و تفكر ناب اسلامي ملت ايران و عملگرايي در مسير انديشههاي امام راحل و رهبر معظم انقلاب است، حفظ ميكنيم.
حالا ديگر اشك تمام صورتش را گرفته بود يك نفس عميق كشيد و كمي صدايش را صاف كرد و گفت باز هم بگم؟ شانههايش را گرفتم و گفتم يا علي برادر!
بعد از صحبتهاي اين جوان كه كارشناس الهيات بود و هر چه التماسش كردم نه نامش را گفت نه نشانش را، با خنده گفتم اسمت را ميزنم در روزنامه معروف ميشوي! گفت: نام و نشان ما اگر در گمنامي باشد اين بهترين نعمت خدا به ما است، دعا كن شهيد شوم.
هر جمعه براي احمدينژاد آليس ميخوانم
دلم نميآمد از جمع صميمي و با محبت مردم جدا شوم و برگردم به ماشين، يك خانم ميانسال كه گوشهاي ايستاده بود و فقط نگاهش را دوخته بود به احمدينژاد كه داشت براي مردم دست تكان ميداد و زيرلب چيزي زمزمه ميكرد توجهام را به خود جلب كرد، رفتم جلو و گفتم حاج خانم شما نامه ندادي به رئيسجمهور، گفت: خدارو شكر مشكل خاصي ندارم كه نامه بدهم اما من پسر ندارم، هميشه احمدينژاد را مانند پسر خودم دعا ميكنم و قلبم برايش ميتپد. دلم برايش شور ميزند و هميشه از خدا ميخواهم كه سلامت باشد. وقتي ميبينم با اين همه تلاش و سختكوشي پيگير حل مشكلات مردم است از يك طرف خوشحال ميشوم و از سويي نگران سلامتي او هستم. وي گفت: احمدينژاد هر وقت به سفر برود برايش نذر ميكنم تا به سلامت بازگردد و هر روز براي موفقيت او صلوات ميفرستم و روزهاي جمعه براي اينكه در پناه امامزمان(عج) باشد زيارت آليس ميخوانم.
ميترسم ديگر كسي اينطور مردم را تكريم نكند
آن همه شور و نشاط و هيجان در استقبال از رئيس جمهور را نميتوان به راحتي توصيف كرد، هر لحظه بايد هزار چشمباشي تا بتواني چنين حماسهاي را توصيف كني، اين همه شكوه را، هر گوشه اين صحنه حرفها براي گفتن دارد از آنهايي بگير كه دربهدر دنبال كاغذ و خودكار بودند براي نامه نوشتن تا اشك ريختن خانمي كه ميگفت حيف آخرين سفري است كه براي مردم سمنان دست تكان ميدهد؛ ميترسم ديگر كسي اينطوري مردم را تكريم نكند تا پيرمردي كه خميده با عصا آمده بود و آرامآرام چند قدم برميداشت يك نگاهي به احمدينژاد ميكرد و دوباره با آن عصاي چوبي قديمي باز هم بر كف خيابان ميكوبيد و راه ميافتاد يا جواناني با ظاهري متفاوت كه وقتي احمدينژاد به آنها دست تكان داد، به يكباره به شوق آمدند و بلند بلند شعار سر دادند كه احمدي احمدي حمايتت ميكنيم و من حالا با يك فشار جمعيت به پيادهرو منتقل شدم و آهسته آهسته برگشتم به خودرو تا وارد استاديوم تختي براي سخنراني رئيسجمهور در جمع مردم شويم.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ایکاش با اون خانمی که از آقای دکتر طلبی را داشته تا او را با خود به تهران ببرد نیز گزارش تهیه می کرد این گزارشگر محترم جناب جان نثار ، احمد جان نثاری
جام گیشه؛
احمد خورشیدی پدر داماد احمدی نژاد و دبیر کل جمعیت خدمتگزاران انقلاب به ویژگی ها منفی و مثبت محمود احمدی نژاد اشاره کرد و گفت: یکی از نکات مثبت احمدی نژاد پر انرژی بودن و طرح شعارهای انقلابی و آرمانهای اسلامی بوده است.
وی به ضعف های احمدی نژاد اشاره و تاکید کرد: ویژگی منفی احمدی نژاد عمل نکردن به شعارها و به حاشیه بردن دولت و سیاسی کردن فعالیت های اجرایی کشور است. بحث اتهام زنی را هم آقای احمدی نژاد از روز اول در نهاد ریاست جمهوری پیاده کردند و بنده به عین دیده ام چه در مسایل خصوصی خانواده ها و چه در مسایل کاری برخی از مسئولین به وفور دیده شده و حتی در برخی موارد برخوردهای بسیار زشتی از ایشان دیده شده که نمیشود به زبان آورد.
پدر داماد احمدی نژاد با اشاره به پخش نوار صوتی از سوی رییس جمهور در مجلس، تصریح کرد: نوار جمع کردن از سوی ایشان از همان ابتدا هم باب بود و اراده محکمی در این خصوص داشتند و عاشق این کار بودند. آقای احمدی نژاد عاشق آبروریزی افراد است و با کوچکترین خبری گارد می گرفتند تا آبروی طرف را ببرند.
خورشیدی تاکید کرد: این موارد که مطرح کردم از خصلتهای بد هم مشایی و هم احمدی نژاد است. در طول 34 سال انقلاب اسلامی بنده به این اندازه بی قانونی از هیچ دولتی ندیده بودم. احمدی نژاد به افکار عمومی و دغدغه های مردم بی اعتنا بود و دست به سو استفاده از امکانات دولتی و مردمی در جهت امیال خصوصی خودشان زدند. متاسفانه می دانستیم دولت های قبل تا اندازه ای برخی از این اتهامات را داشتند اما دولت احمدی نژاد با کاری که انجام داد روی همه دولت ها را سفید کرد.
رويش و زايش، تازگي و نوشدن، همه از ويژگيهاي نخستين روز از نخستين فصل سال است که ما به آن نوروز ميگوييم؛
همان روزي که عمرش شايد به قدمت تمامي نسلها و آدمها و به بزرگي همه تمدنها و فرهنگهايي است که آمدهاند و رفتهاند.
نوروز هم يکي از آيينهايي است که با وجود همه ناملايمات و افتو خيزها، تاريخ خودش را حفظ کرده است
و درست سالي يک بار به سراغمان ميآيد تا ما را از روز مرگي در بياورد و نهيب بزند که: اين است معجزه طبيعت.
وبلاگ هشترود دیــــــــلی
سال 1392 را سالي پر از خير و برکت و دستيابي به احسن الحال، براي همه هموطنان به خصوص برای همشهریان عزيز آرزو ميکند.
چه زیباست جمله : هر روزتان نوروز نوروزتان پیروز
هر چند احمدی نژاد ، همواره حاشیه ساز بوده و بسیار شده که با یک جمله ، جریانی را در کشور ساخته که نهایتاً معلوم شده است که اساساً بنیاد و بنیانی ندارد ، ولی همان طور که ذکر شد ، خط تولید حاشیه و جنجال در ماه های اخیر فعال تر شده و با شیب تندی نیز رو به صعود است.
علت این امر دو نکته بسیار مهم و راهبردی است:
1 - ماه های آخر هر دولت ، ماه های ارائه کارنامه از سوی دولتمردان و ارزیابی آن از سوی کارشناسان ، جریان های سیاسی و عموم مردم است.
احمدی نژاد نیک می داند که کارنامه مقبولی در طول 8 سال ریاست جمهوری اش بر جای نگذاشته است. از مفاسد اقتصادی بی نظیر گرفته تا اختصاص دادن عنوان قانون شکن ترین دولت جمهوری اسلامی به خود و از کاهش بی سابقه ارزش پول ملی و قدرت خرید مردم تا گسترش شگفت انگیز انواع بیماری ها در دوران او و صدها عنوان ریز و درشت دیگر ، جایی برای دفاع از دوران 84 تا 92 باقی نمی گذارد.
البته ، این بدان معنا نیست که دولت های نهم و دهم ، خالی از نقطه قوت بوده اند ؛ قطعاً در این دوران ،خدماتی نیز صورت گرفته است اما جمع مثبتات و منفی ها، نمره قابل اعتنایی به دو دولت تحت مدیریت محمود احمدی نژاد نمی دهد. (البته ممکن است افرادی، نظری غیر از این داشته باشند که قطعاً نظرشان محترم است.)
طبیعتاً در یک فضای متعارف و خالی از حاشیه، چنین کارنامه ای مورد نقد و بررسی قرار می گیرد که قطعاً باب میل احمدی نژاد و تیمش نیست. لذا حاشیه سازی ها، بهترین روش برای دور ساختن فضای گفتمانی جامعه از نقد عملکرد دولت احمدی نژاد در پایان راه است.
برای احمدی نژاد ، بسیار مطلوب تر است که به جای آن که او را به خاطر افزایش نرخ بیکاری و تورم در کشور مورد انتقاد قرار دهند ، درباره انتصاب مرتضوی و رجعت چاوز صحبت کنند.
2 - هدف دوم از حاشیه سازی ها، معطوف به انتخابات است. احمدی نژاد به خوبی می داند که در سالیان اخیر ، انتخابات ریاست جمهوری نه بر مبنای آرای "ایجاب"ی ، که حول محور "نفی" چرخیده است. اگر مردم در سال 76 به خاتمیِ نه چندان معروف رأی می دهند، به این خاطر است که ناطق نوری رأی نیاورد و نیز رأی شان به احمدی نژاد ، نه به خاطر خود او ، که از سر مخالف خوانی با هاشمی رفسجانی است.
با دقت در حاشیه سازی های احمدی نژاد، می توان دریافت که بخش اعظم حاشیه های تولید کارگاه احمدی نژاد، معطوف به مخالفت با ادبیات رسمی جمهوری اسلامی است.
احمدی نژاد ، هوشمندانه کارهایی می کند و حرف هایی می زند که صدای انتقاد و مخالفت نهادها و شخصیت های رسمی و غیررسمی حکومت را علیه خود بلند کند و بدین ترتیب ، خود را از موضع حکومتی ، به موضع اپوزیسیونی تغییر مکان دهد تا در انتخابات بتواند گزینه مد نظر خود را پیش ببرد.
او دو بار توانسته از موضع اپوزیسیونی، رأی بیاورد: در سال 84 ، احمدی نژاد ، اپوزیسیون دولت خاتمی شد و رأی آورد و در سال 88 نیز ، در حالی که هاشمی کاندیدا نبود، علیه او و برخی دیگر از چهره های نظام مخالف خوانی کرد و این بار نیز می خواهد دایره اپوزیسیون بازی اش را گسترده تر کند و با بهره گیری از دو تجربه قبلی ، بازی انتخابات را باز هم ببرد. حاشیه سازی های اخیر احمدی نژاد ، بخشی از پروژه هوشمندانه او برای بردن انتخابات 24 خرداد 1392 است و جالب این که او هنوز قادر است بخش عمده ای از مخالفانش را به ارائه ادبیاتی علیه خودش ترغیب کند که مردم در قضاوت شان ، حق را به احمدی نژاد بدهند!
نتیجه انتخابات آینده و نحوه حضور جریانهای سیاسی تا چه حد تضمین کننده بقای نظام جمهوری اسلامی است؟
بنده
تصور می کنم انتخابات آتی فرصت بسیار خوبی برای خروج کشور از وضعیت بحرانی
فعلی است. باید بپذیریم در کشور بحران وجود دارد و می توان با استفاده از
انتخابات پیش رو از این بحران عبور کرد و باید به نحو احسن از این فرصت
بهره برد.باید بستری فراهم شود تا شخصیت های سیاسی طراز اول و احزاب در آن
مشارکت داشته باشند. قطعا یک انتخابات پرشور و فراگیر می تواند نظام اسلامی
را در برابر آسیبها و آفتها بیمه کند.
با توجه به شرایط بحرانی که ذکر کردید و تهدیدهای خارجی، چه آسیبهايی را در راستای برگزاری انتخاباتی پرشور متصور هستید؟
انتخابات
هر چه مردمی تر و واقعی تر باشد به نفع نظام و کشور است و به هر میزان به
سمت انتصاب پیش برویم به کشور آسیب جدی وارد می گردد. اکنون برخی از
گروههای سیاسی و مردم تصور درستی از انتخابات ندارند. به عبارت دیگر برخی
آسیب ها همواره انتخابات را تهدید می کرده است. بنده اعتقاد دارم برخی از
حوادثي كه در انتخابات ۸۸ رخ داد ناشی از برداشت اشتباهی است که از ماهيت
انتخابات در جمهوري اسلامي وجود دارد. یکی از بزرگترین آسیبهای ما در این
عرصه وارد کردن رهبری در امر انتخابات است.
عده ای تلاش می کنند تا
رهبری را وارد عرصه انتخابات کنند، در حالی که خود ایشان چنین روش و نگاهی
ندارند. رهبری نهایتا برخی معیارها را بیان می کنند و در بعضی مواقع
صراحتا اعلام نموده اند که نظر بنده را کسی نمی داند. متاسفانه عده ای کاسه
های داغ تر از آش طوری به جامعه القا می کنند که مثلا نظر رهبری به آقای
الف است. در نتیجه جامعه دو قطبی می شود. برخي از کسانی که به رهبری ارادت
ویژه ای دارند و به اصطلاح ولایت مدار هستند از هر تلاشی دریغ نمی کنند تا
آن کاندیدای خاص رای بیاورد و عده ای هم که منتقد و مخالف و احيانا معاند
هستند تمام کوشش خود را مصروف می دارند تا آن شخص راي نياورد. این اتفاق
نقطه آغاز فتنه اسنت و منجر به پديد آمدن خصومتها در جامعه می گردد.
ما
باید به این نکته کلیدی توجه کنیم که انتخابات متعلق و مرتبط با مردم است و
ارتباط ناچیزی با رهبری دارد. ارتباط انتخابات با رهبری صرفا در مرحله
بررسی صلاحیت هاست. به اين معنی که مقام رهبری از طریق شورای نگهبان اعمال
نظر می نمایند و این حق قانونی ایشان است و اشکالی هم ندارد و ما بیش از
این حقی برای وارد کردن رهبری در انتخابات نداریم اما اين كه بعد از معرفي
كانديداهاي صالح از طرف شوراي نگهبان به دنبال كشف نظر رهبري باشيم كار
درستي نيست.
اين كه برخی افراد عنوان می کنند که من از رهبری برای
کاندیداتوری در انتخابات کسب اجازه كردم، تعبیر اشتباهی است زیرا اساسا
نیازی به اجازه گرفتن از ایشان نیست. در واقع این دوستان براي کاندیداتوری
باید از مردم اجازه بگیرند وکسب تکلیف کنند.
این یک آسیب جدی است که
معمولا وجود دارد. این دیدگاه غلط در بین اصولگرایان به وفور یافت می شود
که به صورت مداوم در همه مسائل مربوط به حوزه وظايف و اختيارات خود تاکید
دارند که باید ببینیم نظر رهبری چیست. اصولا در انتخابات، هر شخص يا گروهی
باید خودش با استفاده از معيارهاي اسلامي به فرد اصلح برسد. نظر رهبری از
طریق شورای نگهبان اعمال می شود و افرادی که از طرف شورای نگهبان صلاحیتشان
تایید می شود قطعا مورد تایيد رهبری هستند و صلاح نيست كه ما به دنبال کشف
نظر رهبری باشیم و ببینیم مکنون قلبی ایشان چیست. این بزرگترین آسیب است
که در هر انتخاباتی خودنمایی می کند و باید دفع شود.
متاسفانه این
معضل از بین سیاستمداران به بخشی از مردم عادی هم سرایت کرده و تصور می
کنند باید به دنبال كشف نظر رهبری باشند.در این میان عده ای هم از این نوع
نگرش سوءاستفاده می کنند و كانديداي مورد نظر خود را تحميل مي كنند.
روحانیت و ساير نخبگان باید درباره این موضوع آگاهي بخشي کنند و این مشکل
را برای همیشه حل نمایند.
آسیب دیگر، دخالت دادن سپاه و بسیج در
انتخابات است. به طور مثال کاندیدایی اعلام می کند که نظر مثبت سپاه و بسیج
را هم جلب کرده ام. این هم نگاهی اشتباه و خطرناک است، چرا که اصولا سپاه و
بسیج به عنوان يك نهاد حكومتي حق دخالت در انتخابات و به طور كلي سیاست را
ندارند.
سختگیریهای بی مورد و افراطی در بررسی صلاحیت نامزدها در
شورای نگهبان هم آفت ديگر انتخابات است. شورای نگهبان نباید به بهانه های
واهي، از حضور منتقدان در عرصه انتخابات ممانعت به عمل آورد، نباید
گرایشهای سیاسی و گروهی را در امر تایید صلاحیت نامزدها دخالت دهد.
آسيب
و آفت ديگر، بسته بودن فضاي مطبوعات و به طور كلي رسانه ها است. اگر رسانه
ها در بيان حقايق آزاد نباشند نشاط و مشاركت مناسب در انتخابات حاصل نمي
شود. الان فضاي خوبي بر مطبوعات حاكم نيست و سخت گيري هاي غير ضروري وجود
دارد و من به عنوان نماينده قوه مقننه در هيئت نظارت بر مطبوعات شخصا از
اين فضا راضي نيستم.
این آسیب ها و آفت ها در هر انتخاباتی تهدید
محسوب می شود. ما باید فضا را طوری پیش ببریم که انتخاباتی مردمی داشته
باشیم. به گمان من اگر این قبیل مسائل رعایت شود قطعا انتخابات خوبی را
برگزار خواهیم کرد.
این جامعهشناس و کارشناس مسائل
سیاسی که در دانشگاه امام صادق (ع) در جمع اعضای کانون اسلامی دانشجویان
این دانشگاه سخن میگفت، اظهار داشت: توصیه من به شما این است که نه اجازه
دهید دیگران شما را ابزار سیاسی خود کنند و نه خود دیگران را ابزار کنید.
انسان ابزار نیست، بلکه هدف است. نقد
یکی از وظایف جنبش دانشجویی است، اما بدانید که اگر میخواهید کسی را نقد
کنید، باید تفکر آن شخص را نقد کنید و نه شخصیت او را. امروز ما دچار همین
مشکل هستیم و نمیدانیم که چهکار میکنیم.گزيده سخنان وي را به نقل از ايسنا بخوانيد:· هرجا اصل بر برائت باشد در مورد صاحبان قدرت اصل بر عدم برائت است. صاحبان قدرت بد هستند، مگر خلافش ثابت شود. من
همواره برای آنکه اخلاق، سیاسی نشود و بلکه سیاست ما اخلاقی شود
راهکارهایی ارایه دادهام و تاکید کردهام که روی نفوذ و اقناع بروند و نه
تهدید و زور. شما هرگز به صاحبان قدرت اعتماد نکنید، بهویژه در جمهوری
اسلامی که قدرت و ثروت به سمت قدرت و منزلت معطوف شده است.· اگر
قرار بود کسی ماکیاولی عمل کند، پناه بر خدا کسی بهتر از علی (ع) نبود.
باید بدانید که وسیله از جنس هدف است. تنها رتبه و وزنش فرق میکند. وسیله
تقدم رتبهای به هدف دارد اما هدف، تقدم ارزشی دارد. نظام جمهوری اسلامی
نیز هدف نیست، بلکه آمده است تا تحقق بخش اهداف و آرمانهای انقلاب باشد.· سعی
کنید در تشکل دانشجویی خود، خود انتقادی هم داشته باشید. من نمیدانم که
چرا ما از اینکه بگوییم اشتباه کردهایم، بدمان میآید. مگر امام (ره)
نگفتند که اشتباه کردم؟ به خدا این برای ما خوب است. نگوییم از عدهمان کم
میشود.· .· متاسفانه
سیاست در کشور ما از خط و بینش امام (ره) فاصله گرفته است. بسیاری فکر
میکنند که با یک رگ گردن کلفت و مرگ بر ضد ولایت فقیه فریاد زدن، انقلابی
شدهاند. در حالی که اینطور نیست. همین آقایی که رگ گردنش کلفت است، وقتی
وارد مجلس شده و با مسالهای مواجه میشود، حرفی نمیزند. موضعگیریهای ما
نباید صرفا حکایتی از شعارهایمان و از سر هیجان بوده و بینشی پشت سر آن
نباشد.· .· هرگاه
آمدیم نقد کنیم گفتند در شرایط حساس کنونی قرار داریم. نقد هنوز در کشور
ما جا نیفتاده ، بلکه شرایط آن روز به روز بدتر میشود. اگر فضای امنیتی و
مصلحتی ادامه پیدا کند، کار به جایی میکشد که در مقابل فساد علنی هم
نمیتوانیم کاری انجام دهیم. هی آمدیم مصلحت مصلحت کردیم تا کار به اینجا
کشید
سوال خبرنگار مهر از رئیسجمهور که از سوی رسانه ملی پخش نشد حاوی انتقاداتی نسبت به وعدههای گذشته رئیسجمهور و عملکرد وی در حوزه مسائل اقتصادی و معیشتی مردم بود. متن کامل سوال خبرنگار این خبرگزاری از رئیسجمهور در گفتوگوی تلویزیونی وی با رسانهها این بود: در ابتدای دولت فرمودید پول نفت را سر سفره مردم میآورید درحالی که امروز شاهد این هستیم که ارزش پول و دارایی مردم به یکسوم کاهش پیدا کرده است. وعده دادید 3 میلیون شغل ایجاد میکنید، اما امروز نمایندگان در مجلس شاهد مراجعات مکرر مردم هستند که بیشترین دغدغهشان افزایش بیکاری و تعطیلی کارخانجات است. شما در ماجرای هدفمندی یارانهها مدعی شدید که با اجرای این طرح میخواهید پول در جیب مردم بگذارید اما نظرسنجیای که از طریق تلویزیون هم پخش شد نشان داد که بیش از 80 درصد مردم میگویند پول یارانهها را نمیخواهند و خواستار بازگشت قیمتها به گذشته هستند. مهمترین شعاری که شما دادید مبارزه با مفاسد اقتصادی بود و گفتید که میخواهید با فساد اکبر مبارزه کنید، حال آنکه بزرگترین پرونده فساد اقتصادی یعنی همان اختلاس سه هزار میلیارد تومانی در دوران شما اتفاق افتاد. قوه قضائیه را تهدید کردید که کابینه و اطرافیان شما خط قرمز هستند و حتی اجازه رسیدگی به اتهامات آنها را نمیدهید. گفتید پاکترین دولت بعد از انقلاب هستید درحالی که بودجه که از مهمترین اسناد انضباطی و مالی کشور است با بالاترین تاخیر در طول تاریخ انقلاب هنوز به مجلس ارائه نشده است.
پاسخ رئیسجمهور به سوال پرحاشیه
هرچند این سوال انتقادی از رئیسجمهور و پاسخ احمدینژاد به آن از سوی رسانه ملی پخش نشد اما پاسخ رئیسجمهور به این سوال اینگونه بود: خیلی متشکرم! خبرگزاری مهر، یک خبرگزاری وابسته به سازمان تبلیغات است و با پول دولت هم اداره میشود. شما یک بیانیه خواندید اشکالی هم ندارد. من تحمل میکنم، اما مطمئنا شما پیش هیچ مسئول دیگری نمیتوانید چنین بیانیهای بخوانید. فقط پیش احمدینژاد میتوانید. احمدینژاد افزود: شما یک بیانیه خواندید، یکسری اتهامات به دولت وارد کردید، یک شخصی گفته دولت بزرگترین فساد اقتصادی را داشته است، در دوره ما اتفاق افتاده، بله در دوره ما 5 جنگ هم در دنیا اتفاق افتاده! ارتباطش به دولت مهم است، خیلیها خیلی کارها میکنند، ربطش به دولت چیست؟ فساد اتفاق افتاده چه ربطی به دولت دارد؟ زلزله هم میآید ممکن است یک عده هم یکدیگر را بکشند، ارتباطش با دولت مهم است. آیا دولت نقشی داشته است؟ خیر، من همچنان میگویم پاکترین دولت است. همه بسیج شدند که بالاخره یک چیزی پیدا کنند که دولت متهم شود. ممکن است یک کارمندی این کار را کرده باشد که این همه جای دنیا و همه دستگاهها هست. وی ادامه داد: اما اینکه شما فرمودید یک نظرسنجی انجام شده، آقای حیدری در برنامهشان انجام دادند و 80 درصد مردم گفتهاند که هدفمندی را نمیخواهند. هم خود ایشان و هم خود شما میدانید که این کار غیرعلمی است. شما یک برنامه مشخص در تلویزیون میگذارید و یک عده بیننده خاص دارد، بعد اطلاعاتی میدهید و همانجا نظرسنجی میکنید. ما هم نظرسنجی میکنیم! احمدینژاد با بیان اینکه میشود همه مشکلات کشور را به این دولت وصل کرد. اشکالی هم ندارد، گفت: ما معتقدیم دولت پول نفت را بر سر سفره مردم آورد، چرا نیاورد؟ اینکه میگویید پول مردم یکسوم شده در جیب چه کسی رفته است؟ پس یک عده پولدارتر شدهاند. بله، کسانی که حقوق ثابتی میگیرند در این یکساله آسیب دیدهاند، قبل از این یکسال چه؟ بازهم آسیب دیدهاند؟ تمام شاخصها و اندازه گیریهایی که تمام نهادها حتی مخالفان دولت تهیه کردهاند میگویند فاصله طبقاتی کم شده است، این یعنی چه؟ یعنی رفت سر سفره مردم.
رئیس جمهور نیز که از داخل اتوموبیل نسبت به ابراز احساسات آنان پاسخ می داد، تقریبا با اکثریت آنان دست داد.
حضور احمدی نژاد در میان این افراد حدود 10 دقیقه به طول انجامید و شعاردهندگان با تحریف شعارهایی که مردم در حمایت از نظام و رهبری سر می دهند ماهیت فرقه گرایانه و انحرافی گروهی را که مردم انحرافی می نامند نشان دادند.
شعارهای این افراد از این قرار بود "احمدی زنده باد، مشایی پاینده باد"، "احمدی دلاور، پیرو خط رهبر"، "دکتر دوست داریم"، "احمدی بت شکن، بت کوچک را بکشن"، "صلی علی محمد یاور رهبر آمد"، "خامنه ای زنده باد، احمدی پاینده باد"، "توپ تانک، اهانت دیگر اثر ندارد"، " چپ ، راست، کارگزار، علیه خدمتگزار"، " ابوالفضل علمدار، مشایی را نگه دار"، " ما اهل ایران نیستیم، محمود تنها بماند"
احمدی نژاد برای دقایقی با حضور در میان حامیان خود برای آنها سخنرانی و از حضورشان در فرودگاه قدردانی کرد.
وی 2 انگشت خود را به نشانه پیروزی بلند کرد و به حاضران گفت ما در مصر همین علامت را نشان دادیم.
روز گذشته پایگاه اینتر نتی روزنامه دولتی ایران از برگزاری این تجمع خبر داده بود.
سخنان مشایی برای تجمع کنندگان
در این استقبال با شکوه! یکی از استقبال کنندگان خطاب به مشایی گفت رئیس جمهور 35 میلیونی ایران!
مشایی در برابر این ابراز احساسات تجمع کنندگان از اتومبیل خود پیاده شد و با آنها گفتگو کرد.
وی خطاب به حاضران که تاکید داشتند برای دیدن وی از صبح آمده اند، گفت: برای چه آمده اید من که کسی نیستم که به عشق من آمده باشید.
مشایی ادامه داد: من از اینجا رد می شدم و با تاخیر آمدم که شما رفته باشید اما وقتی شما را دیدم خجالت کشیدم که بروم. از اینکه تشریف آوردید تشکر می کنم.
وی طی سخنانی در جمع هواداران خود گفت: بیش از هر زمان دیگری به وحدت نیاز داریم و پیگیر خط ولایت هستیم پای آرمان های خود ایستاده ایم. انقلاب به راست و چپ تعلق ندارد بلکه صاحب اصلی آن مردم هستند. امروز آرمان های امام را باید عمیق تر دنبال کنیم و این پیگیری باید به دور از گرایشات برخی احزاب و شخصیت ها باشد. مردم در خط ولایت و رهبری هستند و پایدار تر از رئیس جمهور نسبت به ولایت فقیه کسی نیست. حاضر است حتی جانش را هم بدهد.
در این لحظه حاضران با شعار "الله اکبر، خامنه ای رهبر"، " مرگ بر ضد ولایت فقیه" سخنان وی را تایید کردند.
حامیان مشایی همچنین شعار های "دورود بر مشایی"، "چپ، راست، کارگزار، علیه اسفندیار"، "مشایی دوست داریم" سر می دادند.
مشایی در ادامه با اشاره به حضور احمدی نژاد در مصر گفت: به شما مژده می دهم با حضور رئیس جمهور در مصر به معنی تشییع جنازه اسرائیل بود.
وی همچنین خطاب به حاضران تاکید کرد: این حضور من در میان شما انتخاباتی نیست و تلقی انتخاباتی از آن نشود. امروز مهمترین تکلیف دولت کار، تلاش و خدمت است.
یکی از میان جمعیت خطاب به مشایی از وی پرسید، بهار از نظر شما یعنی چه، که مشایی پاسخ داد: من وقتی کلمه بهار را می شنوم یاد بهار هستی و آفرینش می افتم زیرا هر بهاری در هر سرزمینی و در دل و جان هر انسانی ریشه اش امام زمان که بهار آفرینش است است.( عصر ایران - 256578)
عصر ایران ؛ هومان دوراندیش -
تقابل محمود احمدی نژاد و علی لاریجانی در جلسه دیروز مجلس شورای اسلامی،
واقعه ای بی نظیر در تاریخ جمهوری اسلامی ایران بود. در سی و چهار سال
گذشته، حتی در زمان ریاست جمهوری بنی صدر، هیچ گاه رئیس جمهور و رئیس مجلس
این گونه به مصاف یکدیگر نرفته بودند و علاوه بر این، تقابل روسای قوای سه
گانه در نظام جمهوری اسلامی، هیچ وقت تا بدین حد شخصی نشده بود.
از
این زورآزمایی آشکار، که با شکست فاحش محمود احمدی نژاد به پایان رسید،
نکته های بسیار می توان استخراج کرد که در ادامه به برخی از آنها اشاره می
کنیم.
نخست اینکه، علی لاریجانی دیروز ماجرای "بگم بگم"های احمدی
نژاد را یادآور شد و با این کنایه خود، تلویحاً عدول احمدی نژاد از اصول
اخلاقی در مناظره سال 88 را از تریبون مجلس گوشزد کرد.
فارغ از صحت
و سقم افشاگری احمدی نژاد، نمایندگان اصولگرایی که دیروز از افشاگری
غیرقانونی احمدی نژاد علیه علی لاریجانی آزرده خاطر شدند و دائماً سعی در
قطع کردن سخنان احمدی نژاد داشتند، بهتر است به این سوال پاسخ دهند که آیا
با نفس افشاگری های غیراخلاقی ای از این دست مشکل دارند یا فقط وقتی که
چنین فعلی دامان رجل سیاسی جناح خوشان را می گیرد، به یاد رعایت اصول اخلاق
می افتند؟
این نقد البته دامان رئیس مجلس را هم می گیرد. بی تردید علی
لاریجانی در خرداد ماه 88 نیز می توانست حدیث قدسی ای را که دیروز در نقد
احمدی نژاد ذکر کرد، به یاد آقای رئیس جمهور و سایر اصولگرایان بیاورد.
دوم
اینکه، قول و فعل احمدی نژاد در جلسه دیروز مجلس، سطح اختلاف و تقابل میان
مسئولان رده بالای کشور را به درجه ای رساند که شاید ادامه آن دیگر در
چارچوب های نظام نگنجد. انتشار فیلم خطاهای بستگان درجه اول مسؤولان درجه
اول نظام، شاید از سوی رسانه های اپوزیسیون خارج از کشور عقلانی باشد، ولی
انجام چنین کاری از سوی رئیس جمهور ایران، آن هم در مجلس شورای اسلامی، جزو
غرایب بود.
به نظر می رسد هر چه به پایان عمر دولت دهم نزدیک می
شویم، احمدی نژاد در مقام اختلاف با سران سایر قوای حکومتی، خط قرمزهای
بیشتری را درمی نوردد. در شرایط فعلی، ظاهراً بین احمدی نژاد و نظام،
مسابقه "تحریک و تحمل" در جریان است. هر چه رفتار و گفتار تحریک کننده
احمدی نژاد بیشتر می شود، تحمل نظام نیز ادامه می یابد.
باید دید که این سلوک سیاسی احمدی نژاد، تا کجا در چارچوب تحمل نظام می گنجد.

سوم اینکه، در خرداد ماه 1388 اکبر هاشمی رفسنجانی و محمود احمدی نژاد پیش بینی هایی درباره آینده سیاسی یکدیگر کردند که ظاهراً در شرایط فعلی، پیش بینی هاشمی بیش از پیش بینی احمدی نژاد در آستانه تحقق است. هاشمی پیش از انتخابات 22 خرداد 88 احمدی نژاد را یادآور ابوالحسن بنی صدر دانست و احمدی نژاد پس از انتخابات، تلویحاً هاشمی را به آیت الله منتظری تشبیه کرد. اکنون در بهمن ماه 1391 به نظر می رسد که هاشمی خطر "منتظری شدن" را پشت سر گذاشته است ولی احمدی نژاد به راستی با خطر خروج از نظام مواجه است.
چهارم اینکه، یکی از اتهامات روزنامه نگاران بازداشت شده اخیر، ایجاد اختلاف بین مسئولان نظام بود. ولی با توجه به واقعه دیروز در مجلس شورای اسلامی، جا دارد که این سوال مطرح شود که با توجه به نوع رفتار سیاسی احمدی نژاد و قاضی مرتضوی، آیا اصلا نیازی هست که روزنامه نگاران چند روزنامه کم تیراژ، مشغول اختلاف افکنی بین سران قوا شوند؟ آنها چه کار می توانستند بکنند که موثرتر از دوربین مخفی قاضی مرتضوی و پرده دری آقای رئیس جمهور باشد؟
پنجم اینکه، اکنون که دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد به این سبک و سیاق رو به پایان است، می توان این سوال را پیش روی اصولگرایان نهاد که اگر در خرداد ماه 88 هر یک از سه رقیب احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور ایران انتخاب شده بودند، آنها در تنش زایی در کشور چه کاری بیش از احمدی نژاد انجام می دادند؟ احمدی نژاد چه آن زمان که مخالفان خود را "خس و خاشاک" نامید و چه دیروز که در مجلس عزم رسوا کردن خانواده رئیس مجلس را کرد، هزینه هایی را به نظام جمهوری اسلامی تحمیل کرد که تحمیل آنها بر نظام از سوی رقبایش بعید می نمود.
ششم
اینکه، اگر چه شورای نگهبان در سال 88 عرفاً نمی توانست رئیس جمهور کشور
را رد صلاحیت کرده و مانع کاندیداتوری مجدد او در انتخابات ریاست جمهوری
شود، ولی حمایت آشکار و حتی لفظی دبیر شورای نگهبان از احمدی نژاد به عنوان
"کاندیدای اصلح"، با توجه به هزینه هایی که احمدی نژاد در این چهار سال
برای جمهوری اسلامی تراشیده است، نشان دهنده قدرت نه چندان بالای دبیر
شورای نگهبان در تشخیص "کاندیدای اصلح" است.اگر چه وظیفه شورای نگهبان صرفاً تایید کاندیداهای صالح است ولی حمایت دبیر شورای نگهبان از احمدی نژاد به عنوان کاندیدای اصلح در انتخابات چهار سال پیش، ناشی از یقین آیت الله به صحت آرای خودش بود. آیا تجربه چهار سال دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد نباید موجب شود که دبیر شورای نگهبان اندکی در یقین هایش تردید کرده و کمی از موضع قاطعیت به موضع تردید نقل مکان کند؟
هفتم اینکه، در دولت اول خاتمی، رئیس مجلس و رئیس جمهور از دو جناح گوناگون بودند و با یکدیگر اختلافات فراوان داشتند اما نه آن مجلس و دولت و نه روسای آن مجلس و دولت، هیچ گاه همانند احمدی نژاد و لاریجانی، و قوای تحت مدیریتشان، این گونه از در تقابل با یکدیگر درنیامدند. آیا از همین نکته نمی توان به این نتیجه رسید که تک جناحی شدن قوای حکومتی، لزوماً به سود کشور نیست؟ یکدست شدن قدرت، آفات خاص خودش را دارد و این آفات در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد، کم و بیش از پرده برون افتاد. تداوم "ساختار تک جناحی قدرت" در ایران امروز، نه به نفع جامعه مدنی است نه به نفع جمهوری اسلامی.

.: Weblog Themes By Pichak :.




